تبليغاتX
دست نوشته های یک احمد - احمدی نژاد در منطقه ممنوعه....!

یکشنبه دهم خرداد 1388

احمدی نژاد در منطقه ممنوعه....!

سلام (یاداشت میهمان ) 

به حسن خلق وفا کس به یار مانرسد
تورا در این سخن انکار کار مانرسد
هزار نقد به بازار کائنات ارند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

اگر این روزها، انواع دروغ ها و درشت گویی ها علیه رئیس جمهور ابراز می شود، اگر این روزها سیاه نمایی ها و تحلیل های خودبافته در جهت تخریب دولت به امری روزمره تبدیل شده است، اگر این روزها خانواده هاشمی (از صدر تا ذیل) کمر به هدم رئیس جمهور بسته اند؛ اگر دخترک دوچرخه سوار دیروز(فائزه هاشمی) امروز بر عاطفه مشتی عوام سوار می شود تا تنگ چشمانه بر عاقله خواص بتازد و در مراسم دوم خرداد با تعبیرهای بی پایه و اساس که سرشار از تهی است، بلاهت و لجاجت خود را اثبات کرده نشان دهد که شکست چهار سال پیش پدر داغی است بر دل اوکه عنان از کف او ربوده والبته این عیانی است که چه حاجت به بیان....!

اگر این روزها دغل کارانی با جیره و مواجب، با مارک ها و  نشانه های مختلف، همراه با عملة فاشیست اصلاحات، دروغ بر دروغ حلقه می کنند، جهل بر جهل می تنند، زنجیر می بافند و روترش کنان تیغ غضب بر رگ ادب، انصاف، دین و ایمان خود می کشند تا بی خبر از معصیت جان برکنند، اگر این روزها مرد شعار  "گفتگوی تمدن ها" و "زنده باد مخالف من" که هنوز در رویای خام گذشته سیاحت قدرت  می کند، در مراسم 2 خرداد، الحق چه دندان شکن رسم جدیدی از گفت و گو و مدارا و فرهنگ و ... را به ثبت می رساند  که آدمی به یاد این بیت بیفتند که:

ریا حلال شمارند جام باده حرام

زهی طریقت ملت زهی شریعت و کیش

اگر نامزدهای طالب صدارت هم لهیب صفت نهیبی مهیب بر می کشند تا با بنگاه بانگ و رنگ (سبز) بر آتش این معرکه نفت تشدید بپاشند، خطا در خطابه ریخته _ به نام خلق و به کام خود_ بر آن درویش دردانه یک قبا به سبقت از یکدیگر حمله می کنند، تا شاید  چراغی برسردر در عمارت خود روشن و ماهی دلخواه خود ازاین آب گل آلود صید کنند.

اگر این روزها، معرکه نقد و سوأل چنان برآشفته است که هرکس را بی آنکه حد خویش بشناسد پا از گلیم فراتر برده دیدة تفرس می بندد و دهان تعرض می گشاید، تا بدانجا که شکل و قیافه رئیس جمهور را هم به باد سخریه و تخفییف بگیرند...! این همه نیست مگر ورود احمدی نژاد به منطقة ممنوعه؟! کسانی که قدرت را ملک طلق و موروثی خود  می دانند، چگونه می توانند وجود یک آهنگر زاده ای بی آلایش و خارج از حلقة (بزرگان!!) را تحمل کنند، که با روش ومنش بی پیرایه خودتمام اصول حاکم بر صدارت آنها را به چالش کشیده و ویران می کند. سوارگانی پیدا شده که هم پول و قدرت را به زین گرفته بودند و هم ارزش و ملت را به لگد، والبته مهمتر از همه خود و همپالگی های فرومایه شان چون مرعشی، تاج زاده، خرم و عبدی و خلاصه کارگزار، مشارکت و مجاهدین و... رادر آستانه ی مرگ سیاسی، چگونه می توانند بر گنبد قدرت، بیرق احمدی نژاد را ببینند ودم برنیاورند،فراموش نکره ایم که در این چهار سال از بدو تا ختم دولت نهم حتی یکبار هم، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت، امام جمعه موقت تهران و... از دولت و شخص رئیس جمهور و خدماتشان جمله ای به تکریم به زبان نیاورده  است و البته:

نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار

که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم

بی دلیل نیست که این جماعت پریشان حال، از ترس زوال و دوری از قدرت چنان ناشکیب شوند که برای کم کردن ولو یک میلیون رای از احمدی نژاد، دست به دامن این  و  آن(محسن رضایی) بشوند....!!!

ای دریغ از ناله ای جگر شکاف مولانا:

پنجه  با مردان مزن ای بوالهوس

برتر از سلطان چه  می رانی فرس؟

تاکنون کردی چنین اکنون مکن

تیر کرده آب را افزون مکن

نازنینی تو ولی در حد خویش

الله الله پا منه زاندازه پیش

نوشته شده توسط احمد خسروی در 0:52 |  لینک ثابت   •