سه شنبه سوم شهریور 1388
رسانه تنبل ...
سلام
آقا ایمان مطلبی را با قلم بسیارزیبا در موضوع رسانه کار کرده بود که ارزش خواندن داره بنا شد من هم نظرم را در مورد موضوع بنویسم که با چند روز تاخیرمطلبم را تقدیم همه دوستان کتابخانه آشا می کنم
مطلب ایمان: در مورد اهمیت رسانه و کارکرد آن واین که چرا ما برای این مهم کاری نمی کنیم و همیشه کارمان شده است که از حرفه ای های این فن تمجید کنیم و چقدر خودمان توانسته ایم از این ابزار برای پیشبرد اهداف خودمان بهره ای ببریم سخنی نگفته ایم
اهمیت رسانه گمان نمی کنم بر کسی پوشیده باشد که اگر پوشیده باشد حواله می دهم به مباحث مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری که تحت عنوان کتاب ولایت توسط انتشارات قدر ولایت به چاپ رسیده است که حاصل بحث ایشان این است که اگر حکومت اسلامی تشکیل شود مهمترین هدف آن فرهنگ است و این مهم بدون رسانه پیش نمی رود .
یادم نمی رود استادمان وقتی می خواست اهمیت این موضوع را برای ما گوشزد کند می فرمود که پیامبر در جریان فتح مکه تمامی مردم را بخشید الا چند نفر که از جمله آنها چند زن بودن که در جنگها آوازه خوانی می کردند و سربازان را در جنگ بر علیه سپاه اسلام تحریک می کردند که می توان آن را از مصادیق رسانه آن روز به حساب آورد ....
سخن کوتاه کنم این که چرا ما هیچ تلاشی در این موضوع نمی کنیم را فقط می توانم با گوشه ای از خطبه مولی الموحدین امیر المومنین (علیه السلام ) آسیب شناسی کنم :
فيا عجبا عجبا- و اللّه- يميت القلب و يجلب الهمّ من اجتماع هؤلاء القوم على باطلهم، و تفرّقكم عن حقّكم فقبحا لكم و ترحا، حين صرتم غرضا يرمى: يغار عليكم و لا تغيرون و تغزون و لا تغزون، و يعصى اللّه و ترضون
شگفتا، شگفتا به خدا سوگند قلب را مىميراند و غم و اندوه را (به روح انسان) سرازير مىكند كه آنها (شاميان غارتگر) در مسير باطل خود، چنين متّحدند و شما، در طريق حقّتان، اين گونه پراكنده و متفرّق روى شما زشت باد و همواره غم و اندوه قرينتان باشد چرا كه (آن چنان سستى و پراكندگى به دشمن نشان داديد كه) هدف تيرها قرار گرفتيد، پى در پى به شما حمله مىكنند و شما به حمله متقابل دست نمىزنيد با شما مىجنگند و شما با آنها پيكار نمىكنيد آشكارا، معصيت خدا مىشود و شما، (با اعمال نادرستتان) به آن رضايت مىدهيد (خطبه 27 نهج البلاغه )
باید قبول کنیم که عدهای هستند برای پیشبرد اهداف باطل خود دست از پا نمی شناسند و همواره در تلاش هستند ولی ما برای حقی که به آن ایمان داریم بی خیالیم ....
سه شنبه نهم تیر 1388
نظر امام خمینی (قدس سره )در مورد وقایع اخیر چیست؟
سلام
صبح جلسه ای رفته بودم مطلبی را دیدم گفتم خوب هست دوستانم هم بخوانند که امام در مورد وقایعی که امروز در کشور پیش آمده چه نظری دارند و خط فکری کسانی که ادعای خط امام می کنند و کاملا بر خلاف امام حرکت می کنند چیست کاش همه آنها هم به این ملزم بودند که راه امام راه ماست و خط امام خط ما ...
۱. نظر امام خمینی (قدس سره)درباره دعواها و اختلافات سیاسی چیست؟
- اختلاف از راه قانون شکنی پیش می آید.
- دعواهای ما، دعوائی نیست که برای خدا باشد. این را همه از گوشتان بیرون کنید! همه تان، همه ما از گوش مان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست، ما برای مصالح اسلام دعوا می کنیم؟! خیر! مسئله این حرف ها نیست ... همه کسانی که دعوا می کنند برای خودشان است ... می خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم، برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد! نه، همه باشید و همه هم حفظ کنید ممکت را، همه باشید و همه روی قانون عمل بکنید. قانون اساسی را باز کنید و هر کس حد و مرز خود را تعیین کند. (1)
2. نظر اسلام درباره قانون چیست؟
- در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم، تابع قانون بود؛ تابع قانون الهی؛ نمی توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می فرماید: اگر چنانچه برخلاف آن چیزی که من می گویم، تو بگویی، تو را اخذ می کنم (می گیرم) وتینت (رگ دل تو) را قطع می کنم.(2)
قانون برای همه است. کسانی که با قانون مخالفت می کنند، اینها با اسلام مخالفت می کنند.(1)
3. اگر قانون برخلاف رای و نظر ما بود، تکلیف چیست؟
- همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که مخالف قانون نیست ومخالف اسلام هم نیست میران است، همه ما باید بپذیریم.
نباید چنانچه یک قانونی برخلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونی نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون (خودش را) با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تظبیق بدهد با یک جعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست.(3)
4. جوب کسی که می گوید: من قانون و شورای نگهبان را قبول ندارم، چیست؟
- نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلظ می کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم ... من رئیس جمهور را قبول ندارم ... نمی توانی قبول نداشته باشی. مردم رای داده اند به اینها ... به قانون اساسی ... مردمی که رای داده اند، منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود(4)
5. بعضی می گویند:"قانون"، ولی خود با قانون مخالفت می کنند، پاسخ امام(ره) به ایشان چیست؟
-تبعیت از قانون، فقط در لفظ نباشد و در واقع خلاف (آن)، واقعا سر فرود بیاورید به قانون و ... به اسلام ... لفظ را همه می گویند؛ شاید از شیطان هم بپرسند، می گوید: من انقلابی هستم!!...
این جمهوری را تضعیف نکنید. بترسید از ان روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود.(5)
6. اگر کسی بخواهد در مخالفت با قانون مردم را تحریک کند، تکلیفش چیست؟
-بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد، دیگر نق زدن در آن (معنی ندارد)، اگر بخواهد مردم را تحریک کند مفسد فی الارض است و دادگاهها باید با او عمل مفسد فی الارض بکنند.
اگر می خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، بپذیرید قانون را، نگویید هی قانون و خودتان خلاف قانون بکنید. بپذیرید قانون را.(6)
7. چه کسانی از قانون بدشان می آید؟
- البته دزدها از قانون بدشان می آید، و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید و کسانی که مخالفتها می خواهند بکنند، از قانون بدشان می آید. لکن ... قانونی که مال همه ملت است ... و برای آرامش خاطر ... و مصالح ... همه ملت است، باید محترم شمرده شود. قانون برای نفع ملت است. برای نفع جامعه است. برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروهها نیست.(7)
8. نتیجه عمل برخلاف قانون چیست؟
- بعد از اینکه قانون وظیفه را معین کرد، هرکسی بخواهد برخلاف او عمل کند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم از هم متفرق و با هم مختلف شدند؛ این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد، این آدم انجام داده ولو خودش نمی فهمد؛ اگر بفهمد، دیگر مصیبت بالاتر است.(8)
9. چه زمانی کشور قانونی می شود؟
- قانون در راس واقع شده است و همه افراد هر کشوری باید را با آن تطبیق دهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد. باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کننند. آن وقت است که کشور، کشور قانون است.(9)
* من همیشه میل دارم که همه طبقاتی که هستند، همه کسانی که در صحنه ها حاضر هستند،همه با هم بنشینند، اصلاح کنند مسائل را ...
برای خدا کار بکنید. برای خدا آرامش بگیرید.
برای خدا دعوت به آرامش بکنید. برای خدا توی سر هم نزنید...
من از خدای تبارک و تعالی، امید این را ارم که به ما عنایت بفرماید و ما را هدایت کند به یک راهی که مرضی اوست...
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته(10)
1. صحیفه امام ج 14 ص 279و212
2.صحیفه امام ج10 ص 311
3. صحیفه امام ج 14 ص 377 و 415
4. صحیفه امام ج14 ص 377
5. صحیفه امام ج 14 ص 380
6.صحیفه امام ج 14 ص 377 و 379
7. صحیفه امام ج 14 ص 414
8. صحیفه امام ج 14 ص 415 و 416
9. صحیفه امام ج 14 ص 415
10. صحیفه امام ج 14 ص 376 و 380
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
حکایت میر حسین وبچه های مدرسه ...
سلام
قبل از انتخابات همیشه به دوستان و یا درجلساتی که صحبتی داشتم این نکته را متذکر می شدم که آقای موسوی قصد دارد با به میدان کشیدن هواداران خود با ایجاد یک جنگ روانی به مردم طوری وانمود کند که بسیاری از مردم هوادر من هستند و در آخر هم که رای نیاورد با ایجاد اغتشاش به قانون گریزی بپردازد و کشور را در آشوب و اغتشاش سراسری گرفتار کند که الحمدلله این نقشه را به جزء مناطقی از تهران نتوانستد عملی سازند .اما اگر کسی بی طرف نگاهی به جامعه می انداخت می دید که این گونه نیست هوادارن دکتر احمدی نژاد خیلی بیشترراز هواداران سه کاندیدای رقیب هستند اما چه باید کرد که میر حسین امروز هدفش بی قانونی است ....
حکایت میر حسین مانند بچه های بود که وقتی کوچکتر بودیم در مدرسه اگر کارنامه به ما می دادند قبول می شدیم می گفتند من نمره آوردم وقبول شدم منتها اگر نمره شان کم بود و یا قبول نمی شدند می گفتند معلم به ما نمره نداد...
الان کلی از مسولین کشور می گویند که دلیل شما بر تقلب چیست؟ دلیلی ندارند و می گویند یا ما رئیس جمهور هستیم و یا تقلب شده بسیاری از بزرگان گفته بودند میرحسین آدم کم ظرفیتی است و در سوابق خود هم نشان داده که زیر بار قانون نمی رود و لی ندیده بودیم که آن هم به برکت انتخابات دیدیم
خبر گزاری فارس سخنان زیبایی از امام خمینی (ره ) را مبنی بر قانون بپذیری در سایت درج کرده که خوب هست یک بار دیگر میر حسین و طرفدارانش آن را به دقت بخوانند :
* من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
دوشنبه هجدهم خرداد 1388
چه کسی مرجع مبارزه با مفاسد اقتصادی است ؟
سلام
آقای احمدی نژاد از روزهای اول که وارد صحنه انتخابات شد یکی از کارهایی که همواره از آن حرف می زد مبارزه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری بود که از همان ابتدا به مذاق برخی خوش نیامد ولی ملت ایران او را مرد عمل دیده و با رای قاطع او را به عنوان ریاست جمهور برگزیدند و او اولین رئیس جمهوری بود که خارج از دایره حزبی وبدونه پشتوانه احزاب و جناهها به دست مردم به عنوان نهمین رئیس جمهور برگزیده شد
احمدی نژاد از همان روزهای اول کار خود را شروع کرد که نقطه شروع این کار قطع دست ویژه خواران وخیانت کاران به بیت المال بود و در مراحل بعدی قصد داشت که به سراغ برخی نهادها مثل دانشگاه آزاد برود که با توجه به حمایت های آقای هاشمی علی رقم مستند بودن خلافهای این دانشگاه نتوانستند این کار را پیگیری کنند که این مسائل و مسائل مشابه باعث دشمنی باند زر و زور با احمدی نژاد را شدید تر کرد اما دکتر همچنان ثابت قدم در راه خود ایستاده است .
سخنان زیر متن صحبتهای مقام معظم رهبری است که نکاتی را پیرامون مفاسد اقتصادی به دولت و مردم تذکر داده اند که این سخنان باید در عمل چراغ راه باشد و پاسخ به کسانی که احمدی نژاد را متهم به مبارزه با مفاسد اقتصادی می کنند.

1-به اعتقاد من مركزى كه بايد مبارزه با مفاسد اقتصادى را دنبال كند، دولت است و قوّهى قضاييّه در مرحلهى آخر قرار مىگيرد. بايد دولت سينه سپر كند و به ميدان بيايد و مبارزه با مفاسد اقتصادى را بهجد بخواهد. آنجايى كه لايحه مىخواهد، تنظيم كند و بلافاصله به مجلس بدهد و از مجلس مطالبه كند. وقتى لايحه مىآيد به شكل قانون مىشود؛ بهدقّت اجرا كند. آنجايى كه محتاج قانون نيست، بخشنامههاى گوناگون و تصويبنامههاى دولت كفايت مىكند. بالاخره بهجد دنبال كند؛ بايد اين مسأله را جدّى بگيريم.
2- مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالتخواهى است. اين، پايهى مشروعيت ماست. الان دربارهى مشروعيت حرفهاى زيادى زده مىشود، بنده هم از اين حرفها بلدم؛ اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اينجا نشستهام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ يعنى هرچه اختيار دارم و هرچه تصرّف كنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛ ديگران هم همينطور. ما براى عدالت و رفع تبعيض آمدهايم. ما آمدهايم جامعه را از مواهب الهى خودش - كه مهمترين مواهب الهى در عدالت وجود دارد - و همچنين مواهب اخلاقى و معنوى برخوردار كنيم. البته معناى اين حرف اين نيست كه ما از زندگى دنيايىِ مردم غفلت كنيم؛ نخير، مگر مىشود؟ اصلاً آخرت بدون دنيا نمىشود و امكان ندارد كه انسان بخواهد به آن مواهب معنوى برسد و دنياى ويرانى هم داشته باشد. اين كار، دلايل واضحى دارد كه نمىخواهم آنها را تكرار كنم - مطالبى است كه هم شما مىدانيد، هم من - بايد دنيا را آباد كنيم و اين كارها همه آباد كردن دنياست؛ اما دنياى آبادِ دور از عدالت و دور از معنويت به درد نمىخورد. گيرم كه رشدمان - به تعبير غلط كه گفته مىشود نرخ رشد - آمد بالا و فرض بفرماييد درآمد سرانهمان دو برابر و سه برابر شد؛ اما عدالت در جامعه نبود؛ يعنى عمدهى اين درآمد به يك بخش محدودى رسيد و بخش عظيمى از مردم، محروم و گرسنه ماندند. اين، كارى نيست كه ما بايد انجام دهيم؛ اين، آن تكليفى نيست كه ما برعهده داريم. تكليف ما اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كنيم و اين هم جز با مبارزه عليه فساد و افزونطلبى انسانهاى مفتخوار و سوءاستفادهكن امكانپذير نيست. بخشى از كار عدالت اينجا تنظيم مىشود.
3- موضوع ديگر، احساس تنعّم و زندگى مرفّه مسؤولان است. من از اين بابت من واقعاً رنج مىبرم. اين البته خطاب به شما نيست. بعضى از شما زندگيهاى خيلى معمولى و خوبى داريد. روند كار نبايد به سمت تنعّم روزافزون مسؤولان و تظاهر به اين معنا باشد؛ اين غلط است. البته در نوع انعكاس مسافرتها، كارها، زندگيها و جلسات ما به مردم هم گاهى چيزهايى ديده مىشود كه مردم را دلسرد مىكند و بهطور عميق روى آنها اثر مىگذارد
بیانات در دیدار اعضای هیات دولت
4- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضى ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهى نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهادى نميتواند با عذر انتساب به اينجانب يا ديگر مسئولان كشور، خود را از حسابكشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد
فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری به سران قوا10/2/1380
یکشنبه هفدهم خرداد 1388
پول از گرفتن شهرام تا کشتن امام ....

شهرام جزایری با طرح ترفندی، روزی به مقابل مسجد حضرت آیت الله بهجت در قم می رود تا وقتی که حضرت آقا از نماز فارغ می شوند، از فرصت استفاده کند و وارد دفتر یا منزل آقا شود و ملاقاتی انجام دهد. به همین منظور بیرون مسجد منتظر میماند تا نماز تمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.
حضرت آیت الله بهجت همیشه سرشان پایین بود و به کسی نگاه نمیکردند . وقتی از مسجد خارج شدند، یکی از دوستان و نزدیکان شهرام جزایری به آیت الله بهجت نزدیک شد و به آقا گفت: حضرت آیت الله؛ آقای شهرام جزایری از تجار خیـّر تهران هستند و فعالیتهای خیریه فراوانی انجام میدهند و برای عرض ارادت و دستبوسی خدمت رسیدهاند، در این هنگام آقا سر مبارک را بالاگرفتند و به شهرام جزایری نگاهی کردند و فرمودند: «برو و از کارهای خیری که انجام داده ای توبه کن!».
(۱)سلام مطلب آقای بهجت وشهرام جزایری را اولین بار سوزن بان منتشر کرد.
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بهجت عارفان
سلام
انالله وانا الیه راجعون
هنوز هم مبهوتم و نمی تونم باور کنم بهجت عارفان از عالم خاک به سوی عرش پرواز کرده...
برای روح بلند و ملکوتیش در خواست علو درجات می کنیم و از خدای متعال خواستاریم ، به حق این عبد صالح و پرهیزگار ما را هم با عافیت به فیض لقایش برساند متن زیر دستور العملی است از مرقومات نورانی ایشان؛ باشد تا ما نیز در مسیر صراط مستقیم الهی باشیم .

بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
کدام سخت تر است ؟
پيغمبر اكرم (ص ) روزى بسلمان و اباذر هر كدام درهمى داد سلمان درهم خود را انفاق كرد و به بينوائى بخشيد ولى اباذر صرف در مخارج خانواده خود كرد، روز بعد حضرت دستور داد آتشى افروختند و سنگى را بر روى آن گذاردند همينكه سنگ گرم شد و حرارت شعله هاى آتش در دل آن اثر كرد سلمان و اباذر را پيش خواند و فرمود هر كدام بايد بالاى اين سنگ برويد و حساب درهم ديروز را بدهيد. سلمان بدون درنگ و ترس پاى بر سنگ گذاشت و گفت (انفقت فى سبيل الله ) در راه خدا دادم .
وقتيكه نوبت به اباذر رسيد ترس او را فراگرفت ، از اينكه پاى برهنه را روى سنگ بگذارد و تفصيل مصرف يك درهم را بدهد از اينرو در تحير بود پيغمبر(ص ) فرمود از تو گذشتم زيرا تاب گرماى اين سنگ را ندارى و حسابت بطول ميانجامد ولى بدان صحراى محشر از اين سنگ گرمتر است و تابش آفتاب قيامت از شعله هاى فروزان آتش سوزان تر سعى كن با حساب پاك و دامنى نيالوده بمعصيت وارد محشر شوى .(۱)
(۱)داستانها و پندها جلد یک نوشته مصطفى زمانى وجدانى
شنبه چهارم آبان 1387
نگاه جامع به آموزه های دین
سلام
شهادت امام صادق علیه السلام را تسلیت می گویم ان شاالله خدا همه ما را از پیروان راستین آن حضرت قرار دهد و از آن دسته ای نباشیم که فقط نام آن حضرت را بر زبان بیاوریم و از معارف و برنامه های آنان برای سعادت بشر بهره ای نبرده باشیم . و به مصداق سخن آن امام کونوا لنا زینا و لا تکونو علینا شینا مایه زینت آن بزرگواران باشیم .
نکته ای که به ذهن من آمد که امروز هم کارآمدی فراونی برای ما دارد و امام صادق (علیه السلام ) را هم می توان در خط مقدم مبارزه با این نوع تفکر دانست، این که عده ای نگاه بخشی به دین دارند یک قسمت از معارف را گرفته اند و بدون نگاه به مسائل دیگر مشغول به کارهای خود هستند که امروز هم می توان از این دسته از انسانها را فراوان یافت؛ این تفکر انحرافی را گاهی می توان در قالب فرقه مرجعه و گاهی غالیان و غلو کنندگان در مقام اهل بیت دانست و گاهی در بین اصحاب و محبین حضرت دانست که امام به صورت مختلف به مبارزه به این تفکرات می پرداخت .
آن چیز که باید دقت کرد این است که اسلام یک پکیج کامل برای بشر است و به تعبیر شهید مطهری یک کل تفکیک ناپذیر است که نمی توان یک بخش از آن را گرفت و مابقی را رها کرد. درست همین اشتباهی را که خیلی از ما انجام می دهیم.
خوب است کمی وقت برای مطالعه این احادیث و سخنان گهربار بگذاریم
چند کلیک محض رضای خدا :
دوشنبه هشتم مهر 1387
الوداع ...
سلام
كم كم ماه رمضان هم به آخر خودش رسيد و گوئي صدا مي زنند كه <سفره ضيافت در حال جمع شدن است كسي جا نماند >،گفته اند كه شقي و بد بخت كسي است كه از اين ماه عبور كند و بر سر سفره ضيافت باشد ولي بهره اي از آن نبرده باشد.
كوله بارت بر بند !
شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد !
كه به مقصد برسيم
بشناسيم خدا
و بفهميم كه يك عمر چه غافل بوديم
ميشود آسان رفت
ميشود كاري كرد
كه رضا باشد او ...
************
خدایا ما را بی بهره مگذار
سه شنبه هجدهم تیر 1387
حاج آقای پناهیان و بزم لب دریا ....
سلام
اگر بخوام چند تا از اساتیدی که خیلی از محضرشون استفاده کردم را نام ببرم حتما دو تا شون حاج آقای پناهیان و حاج آقای مهدوی هستن ؛حالا چند وقتیه حاج آقای مهدوی وبلاگ نویس شده و تو یکی از پست هاش یه خاطره جالبی از آقای پناهیان نوشته كه خوندن داره نخونی از دستت رفته ....
حاج آقا پناهيان ميگفتند يكبار به پيشنهاد اساتيد دانشگاه هنر رفتيم كنار دريا(تصورش بكن دريا و اساتيد هنر و هنرمندي بنام پناهيان....چه شود!!!) خلاصه گفتند:يك عصري كنار دريا نشسته بوديم و همه چيز فراهم بود كه آقايون و خانمها طبعشون بشكفه.بالاي سرمون خورشيد خانم از نارنجي به قرمزي و كم كم سرخ ميشد و در محاق مغرب فرو ميرفت از يك طرف نسيم ملايمي كه گونه هامون را نوازش ميداد و از طرفي موسيقي دلنشين دريا(بگو آيت الله العظمي دريا) خلاصه جاتون خالي هر كسي در اون حال و هواي هارموني و رومانتيك و كمي تا قسمتي عارفانه قطعه اي ادبي يا شعري و... از يكي از بزرگان ادب ايران و جهان خواند.
بزم فوق العاده اي به پا شده بود . دست آخر كه همه ي محفوظات جمع ته كشيد ،ياد من افتادند و گفتند:حاج آقا شما كه الحمدلله اهل ذوق هستيد شما هم يك چيزي بگيد تا كيفمون دو نونه بشه.... آقاي پناهيان ميگفت منم ديدم موقعيت آماده است براي يك كار تبليغي ويژه براي همين بر خلاف انتظار و توقع جمع كه بي صبرانه منتظر بودند تا من هم با غزل يا قصيده اي ... يك حالي به مجلس بدم گفتم :خواهرا برادرا! بعضي حرفها را دانشجوها از استاد بهتر از من روحاني قبول ميكنند...(حالا همه متحيرند كه من چي ميخوام بگم؟) ...مي خواستم ازتون درخواست كنم سر كلاس به دخترا بگيد حجابشونو رعايت كنند...

يك وقت ديدم همه چهره ها گرفته و درهم شد حاكي از اينكه بدجوري ضدحال زده ام!!! وقتي مفصل حالگيري شد گفتم: البته منم ميفهمم كه در جمع اساتيد هنرمند هنرورز هنرپيشه،هين سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود...و في البداهه يك شعر براشون سرودم:
امشب چه غوغا كردهاي طوفان چه برپا كردهاي
در سرزمين سينهام دل را چو دريا كردهاي
گاهي به مدم ميكشي ،گاهي به جزرم ميكشي
اي ماه پرافسون مرا پايين و بالا كردهاي
درهم مكش آن چشم و رو بردي ببر اين آبرو
از آبروي من عجب ابري مهيا كردهاي
شد رعد و برق ابر من يعني سرآمد صبر من
آيا به عمرت اينچنين موجي تماشا كردهاي؟
پا در ركاب موج بر آي و مرا در اوج بر
آي و وفا كن در كنار عهدي كه با ما كردهاي
ديگر چه سود از گفتگو رو گل ندارد پشت و رو
با ما مگر تا پيش از اين بهتر از اين تا كردهاي؟
درياي من آرام گير از عكس رويش كام گير
مه در بغل كي آيدت؟ دل خوش چه بيجا كردهاي
تا اين شعر را خواندم همه فضا شد دست و تشويق و... بعد هم گفتند بارك الله حاج آقا از اين حرفها بگو حجاب مجاب چيه؟ گفتم آخه منم براي همين گفتم حجاب!!!! چون دانشجويي كه اسير دوتا شاخك موي دخترها ميشه ديگه زيبايي در عالم نميبينه كه بخواد زيبايي هنري خلق كنه.
جالب تر اينكه ايشان ميگفت فرداي آن روز يكي از اساتيد به من گفت: آقاي پناهيان اين شعر را از كدوم ديوان شعار خواندي؟ گفتم: من اين شعر را ديروز در كنار دريا درجا براتون سرودم!!!!!!
حالا انصاف بده جوون ايراني با اين پيشينه فرهنگي اگر نتونه در كنار دريا و زير غروب قشنگ خورشيد ودر جمع اصحاب هنر دو بيت شعر بگه بايد چكارش كرد؟ من ميگم بايد بگذاريمش لاي دوتا آجر ديوار و يك ماله روش بكشيم.
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387
عمه سادات سلام علیک ...
سلام
عمه سادات سلام علیک....

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد كه براي خدا حرمي است و آن مكه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن كوفه است. بدانيد كه حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد كه قم، كوفه كوچك ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد كه سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي كند كه با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»
چند کیلیک :
آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
نوای ماتم :حاج مهدی سلحشور

هنوز هم در غم شهدای حسینه سید الشهدای رهپویان وصالم و مانده ام که چرا به جای همدردی این بازی ها را درمی آورند شاید این را هم باید به حساب مظلومیت فرهنگ بگذاریم.
بیشتر بدانید :
ویژنامه رهپویان وصال که به وصال حقیقی رسیدند
شرح ماجرا از زبان یکی از اعضای کانون
جمعه شانزدهم فروردین 1387
نامه سر گشاده یک شاگرد به ایلیا
سلام
مطلبی را در مورد رام الله نوشتم که با عکس العمل مختلفی مواجه شد و بعضی از شاگردان ایشان بنده را محکوم کردند که من چرا در مورد رام الله نوشته ام و تهمتها و اهانتها هم بماند به جای خودش در یکی از و بلاگها که در نقد افکار رام الله مطلبی را نوشته بود در قسمت نظرهایش مطالبی را منتسب به فردی که ظاهرا قبلا شاگرد ایلیا بوده مطالب خوبی بود گفتم دوستان هم بخوانند؛ طولانی است اما به خواندنش می ارزد.به خاطر رعایت امانت مطلب را کامل و بدون دست کاری قرار داده ام
نامه سرگشاده
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي پيمان فتاحي
خدا و عشق الهي مقوله اي نيست كه كسي بتواند در بلند مدت از آن به عنوان نقاب استفاده كند,
شاهد سخن160000 نفرانسان تشنه معنويتي است كه تنها به اين دليل كه احتمال دادند نمايندگان دينشان از احساسات مذهبي مردم استفاده ابزاري مي كنندوسخن گفتن از خداراپوششي كرده اند براي استتارآنچه استتاركردني است به آن نمايندگان پشت كردندوبه دامان شما چنگ زدند .
ده سال پيش به هيچ عنوان حاضر نبوديد حتي اسم وفاميلتان ازپرده غيب بيرون بيافتد. دوست داشتيد استاد "م.رام الله" صدايتان كنند يا" آواتار"بدانندتان يا"بني سماء"يا "ايليا"يا"تجسم جريان حقيقت"يا"روح مجسم حق"يا هر عنوان دهان اسرارآميزديگري غير از نام معمولي پيمان فتاحي.
اما امروزنام شما كمترين چيزيست كه خداوند آشكار مي كند.
سالهاي گذشته خودتان ماهانتا , اواتار, يا سات گورو بوديد امسال به طور كلي نظام آواتاري و گوروئيسم را مردود اعلام مي كنيد.
تا ديروزانواع كتابهاي عرفان مدرن شرقي و غربي را كه بعضي از آنها شديدا"انحرافي و گمراه كننده بودند,در ابعاد گسترده تبليغ و منتشر مي كرديد امروز اصرار داريد مكتوب شود: هيچ يك از عرفان هاي شرقي و غربي مورد تاييد و تصديق استاد فتاح قرار ندارند.
در جلسه هاي سخنراني تان عده اي را مي فرستاديد ضبط صوت ها قلم ها و كاغذ ها را از مستمعين بگيرند و حتي دستور مي داديد مامورين انتظامي خودتان پنبه در گوشهايشان فرو كنند چرا كه يك قياس ساده در سخنان قبل وبعدشمابه راحتي تناقضات گفتاريتان راروشن مي كرد...
وچه قولي داديد در يكي از اين سخنراني ها!
قول داديد كه اگر كسي پيدا شود فقط يك مورد مغايرت ميان تعليمات شما و تعاليم كتابهاي مقدس پيدا كند در اين صورت شما بيش از نيمي از شهر تهران را به او مي بخشيد.
البته كه ميان تعليمات شما و تعاليم كتابهاي مقدس مغايرت هست اما فكر نكرديد در حاليكه مالك نيمي از شهر تهران نبوده و نيستيد واكنش مخاطب در برابر چنين ادعايي چه مثبت باشدوچه منفي در هر دو صورت اين نحو مبارزه طلبي دروغگو بودن فرد مدعي را ثابت مي كند؟
مقربين درگاهتان نوشته اند:"او"روشهاي دوازده گانه و اصول سي وشش گانه تفكررا با احاطه كامل وتسلطي همه جانبه به شاگردان خود آموزش مي دهد.بعضي از اين شاگردان پس از گذراندن دوره هاي اوليه آموزش تفكر توانايي جهش يافته خود را در حل مسائل نشان مي دهند. تفكر قرينهاي، موازي، فرمولياب، ضد فرمول، نشانهشناسي و معكوس، شاخههايي از آموزشهاي او در تفكر است كه مشابه آن در دانش متعارف تفكر كمسابقه يا بيسابقه است."
اماوقتي با شاگردان بی گناهتان روبرومي شويم دروغ بودن تمام ادعاهاي بالا ثابت مي شود.
انبوه وبلاگهايي كه اين شاگردان مامورشدند وارد شبكه كنند ونگاهي به كامنت هايشان گوياترين سند ضعف شديدواختلال در ارگانهاي ذهني مربوط به تفكراست.
تسلط غير عادي قواي احساسي برقواي عقلي , پاك كردن صورت مساله بجاي حل آن, اوهام گرايي واعتمادبه امورنفساني نظيرالهام ورويا, طفره رفتن ازهرنوع شركت در مباحث منطقي, برخوردحذفي با نظرات مخالف, تهمت زدن به مخالفان, پيشداوري و قضاوت وحكم صادر كردن در مورد هركسي كه عاشق استادشان نباشد, مهرنفاق وخيانت واطلاعاتي بودن به افرادمختلف زدن ونظایراینها از جمله خصوصياتي است كه شاگردان شمارامتمايز مي كند.درجايي صراحتا"عنوان كرده اند:" تسليم وخدمتگذاربودن" يعني:كورشويد كر شويد لال شويد...
ادامه نامه در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب
دوشنبه یکم بهمن 1386
یاحسین (علیه السلام )
سلام
دهه محرم آمد و تمام شد متاسفانه به علت عدم دسترسی به اینترنت توفیق نداشتم در این ایام وبلاگ را به روز کنم .
جایی صحبت از محرم بود گفتم خدای متعال نعمتهای فراوانی به ما داده اما بزرگترین نعمت خدا محبت امام حسین(علیه السلام ) است، شخصی از یکی از امامان(علیه السلام ) پرسید من همه ی شما اهل بیت را دوست دارم ولی نمی دانم چرا امام حسین (علیه السلام )را بیشتر دوست دارم آیا من خطا کارم امام به او پاسخ داد نه ما ائمه هم امام حسین(علیه السلام ) را بصورت خاص دوست دارم .

کلنا سفینة النجاة ولکن سفینة الحسین(علیه السلام ) اسرع
یکشنبه شانزدهم دی 1386
کمی پیرامون رام الله بدانید.(از مکاتب منحرف )
شاید نام گروهی را بنام «جریان هدایت الهی »شنیده باشید که امروزه با فعالیتهای خود قصد به دام انداختن جوانانی را دارند که بیخبر از پیشینه این گروه می باشند؛ نام اصلی این فرقه رام الله است و از نوع مکاتب نوظهور هندی می باشد .
موسس اصلی این فرقه فردی است بنام شیخ کبیر که در قرن 15 میلادی زندگی میکرده ؛ شیخ کبیر پدرش مسلمان و مادرش هندو از مکتب ویشنو می باشد؛می گویند مساله تقریب بین هندو و اسلام از کودکی در ذهن شیخ کبیر افتاد ؛او ایده تقریب را در بزرگسالی محقق کرد و گفت: نام خدای مسلمانان الله و نام خدای هندو رام به همین دلیل نام مکتب خود را رام الله گذاشت به این معنی که خدای ویشنو همان خدای مسلمین است و خدای مسلمانان همان خدای هندو می باشد او با این کار توانست اتحاد واین همانی بین این دو مکتب برقرار کند ولی کم کم این مکتب کمرنگ شد و به افول گرائید.(۱)
مکتب رام الله از بین رفته بود، تا در قرن اخیر در غرب رواج پیدا کرد و در ایران از حدود 1372
شخصی 23 ساله بنام« الف میم رام الله» خود را نماینده رام الله در ایران معرفی کرد؛ اسم های مختلفی برای او بیان کرده اند مانند: الیاس رام الله ، رامین رام الله و آواتار که یک لقب هندی است به معنای آقا و سرور و بزرگ .
او به همراه خواهر دوقلویش این مکتب را در ایران رواج می دهد مبانی فکری اینها مخلوطی ازعرفان هندی مخصوصا سای بابا و بودا و عرفان مسیحی و افزودن چند آیه و حدیث به آنها تا رنگ و بوی اسلامی بدهد. نام اصلی او عبد الخالق است که الان حدود 39 سال دارد و دارای سوء سابقه فراوان می باشد.
او داری یک بیماری روانی است و هر 4ماه یک بار باید توسط شک الکتریکی درمان شود.
او به کمک اطرافیانش به مریدانش این گونه الغا کرده که هنگامی که در بیمارستان بستری است مریدانش می گویند آواتار به غیبت صغری رفته و تا سه هفته دیگر ظهور می کند منتظر فرجش باشید؛ همیشه با لباس مشکی و خیلی کم خودش را نشان می دهد به همین دلیل بنده عکسی از او پیدا نکردم وعلتش را این گونه بیان می کند: الان دوران ظلمت است وباید لباس مشکی پوشید آن زمان لباس مشکی از تن بیرون خواهم کرد که دوران ،دوران نور شود و آن زمان هنگام ظهور بزرگترین استراتژیثک الهیات دنیا است وآن رامین 50 ساله است که منظور خودش می باشد
از شرایط عضویت در این فرقه این است که هر عضو باید هرهفته یک نفر را به عنوان عضو جدید بگیرد والا از محفل خارج می شود ؛همین شرط باعث گسترش این فرقه شده است .
پنجشنبه سیزدهم دی 1386
یوسف یعقوب و یوسف تو
سلام
یعقوب منتظر واقعی یوسف بود ؛ شاهدش این که پیراهن یوسف
چشمان نابینایش را بینا کرد.
تو که خود را منتظر می دانی شاهدش چیست ؟
یکشنبه دوم دی 1386
حراج عرفان
سلام
جلسه ای دعوت شده بودم با موضوع عرفانهای جدید و معنویت نو گرا؛ سخران جلسه حجه الاسلام دکتر فعالی از اساتید حوزه ودانشگاه بود، جلسه ی خوب و قابل استفاده ای بود در نوشته های قبلیم اشاره ای مختصر به این بحث داشتم و چند وقت هست دارم روی این موضوع مطالعه می کنم .

نکته جالبی که باعث شد بیشتر روی این موضوع وقت بگذارم سخن مقام معظم رهبری بود که به آقای دکتر گفته بود :مهمترین بعد تهاجم فرهنگی فرقه های معنوی هست .
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386
کور با د چشمی که نمی بیندت.
بیایم
راه دور می شود.
کاری بگو بکنم
که تند و سریع مرا می رساند به تو
اصلا"چه طور می شود با نشانه هایی
که بودنشان ،هستی شان نیازمند
توست
به هستی تو استدلا ل می کنم ؟
الهی ترد دی فی الاثار
یوجب بعد العزار
فاجهنی علیک
بخدمه تو هلنی الیک
کیف یستدل علیک
بما هو فی وجوده مفتخرا الیک
کی نبوده ای
که برای اثبات بودنت .پی اثبات دلیل
بگردم ؟
کی دور بوه ای
که آثار ونشانه ها بخواهند مرا به تو
برسانند ؟
متی غبت
حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک
متی بعدت
حتی تکون الاثار هی التی توصل
الیک
کور با چشمی که نمی بیندت
نمی بیند که همیشه در کنارش هستی
بدبخت بنده ای
که از عشقت بی نصیب ماند
عمیت عین لا تراک
علیها رقیبا
خسرت ضعفه عبد
لم تعجل به من حبک نصیبا
چهارشنبه هفتم شهریور 1386
تشنه ...
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آن که روزی به شکار خواهی آمد

پرسید می خواهم امام زمان (عج) را زیارت کنم چه کنم ؟ گفت: شبها تشنه به رخت خواب خود برو ... چند روزی گذشت مرد دوباره آمد ، از او پرسید چه دیدی ؟ گفت مدام در خواب آب می دیدم . گفت تو چون تشنه بودی در خواب آب می دیدی اگر تشنه و مشتاق امام خود باشی او را خواهی دید .


