سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
حکایت میر حسین وبچه های مدرسه ...
سلام
قبل از انتخابات همیشه به دوستان و یا درجلساتی که صحبتی داشتم این نکته را متذکر می شدم که آقای موسوی قصد دارد با به میدان کشیدن هواداران خود با ایجاد یک جنگ روانی به مردم طوری وانمود کند که بسیاری از مردم هوادر من هستند و در آخر هم که رای نیاورد با ایجاد اغتشاش به قانون گریزی بپردازد و کشور را در آشوب و اغتشاش سراسری گرفتار کند که الحمدلله این نقشه را به جزء مناطقی از تهران نتوانستد عملی سازند .اما اگر کسی بی طرف نگاهی به جامعه می انداخت می دید که این گونه نیست هوادارن دکتر احمدی نژاد خیلی بیشترراز هواداران سه کاندیدای رقیب هستند اما چه باید کرد که میر حسین امروز هدفش بی قانونی است ....
حکایت میر حسین مانند بچه های بود که وقتی کوچکتر بودیم در مدرسه اگر کارنامه به ما می دادند قبول می شدیم می گفتند من نمره آوردم وقبول شدم منتها اگر نمره شان کم بود و یا قبول نمی شدند می گفتند معلم به ما نمره نداد...
الان کلی از مسولین کشور می گویند که دلیل شما بر تقلب چیست؟ دلیلی ندارند و می گویند یا ما رئیس جمهور هستیم و یا تقلب شده بسیاری از بزرگان گفته بودند میرحسین آدم کم ظرفیتی است و در سوابق خود هم نشان داده که زیر بار قانون نمی رود و لی ندیده بودیم که آن هم به برکت انتخابات دیدیم
خبر گزاری فارس سخنان زیبایی از امام خمینی (ره ) را مبنی بر قانون بپذیری در سایت درج کرده که خوب هست یک بار دیگر میر حسین و طرفدارانش آن را به دقت بخوانند :
* من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

