یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
بيانيه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون
عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.
كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.
آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!
آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.
آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.
آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفتهاند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»
آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.
انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
یکشنبه پنجم خرداد 1387
دزد ماشین و نوار سخنرانی استاد حسین انصاریان
۱- شرمنده از این که دیر به دیر به روز می شه.
۲- مطلب پائین را به نقل از مسئول سایت شیخ حسین انصاریان که خودش از حاج آقا نقل کرده نقل می کنم البته قبلا تو کلوپ شیخ حسین هم اومده .
۳ حال شما خوبه از بابت تبریکات هم ممنونیم .
اوایل سالهای جنگ راننده بخش ترابری سپاه در حالیکه ماشین صفر سپاه جهت مأموریت در اختیارش بود پس از خروج از منزل متوجه شد که ماشین به سرقت رفته و کلیه مدارک ماشین و کل حقوق وی نیز که مبلغ 3000 تومان بود در ماشین به باد فنا رفته است.
سریعا اطلاعات سپاه و پلیس راه مطلع کرد ولی هیچ اثری از ماشین یافت نشد .
چند روز بعد وقتی از منزل خارج شد با تعجب دید که ماشین جلوی در پارک شده و داخل ماشین یه یادداشت وجود دارد.
سارق اینگونه نوشته :
آقای عزیز ! من آدم گنهکار و خلافکاری هستم که تا کنون از هیچ خلافی دریغ نکرده ام و ماشین شما رو دزدیدم که به کرمانشاه ببرم و بفروشم . در بین راه نوارهایی که در ماشین بود را یکی یکی گوش میدادم که حوصله ام سر نرود که یکی از نوارها باعث شد که من از غفلت بیرون بیایم و توبه کنم.
تمام مدارک ماشین به همراه 3000 تومان پول شما رو در صندوق عقب ماشین گذاشته ام و همه چیز سر جایش است جز اون چند نوار کاست را که برداشتم و از شما حلالیت می طلبم.
من میخواهم به جبهه بروم ولی از شما خواهشمندم که به این آدرسی که می نویسم سر بزنید و به خانواده ام سر کشی کنید ، وضع مالی خوبی ندارم و کسی را ندارم که خانواده ام را به آنها بسپارم.
لطفا اگر توانستید کمکی به آنها بکنید و نگذارید که در نبود من بیش از این سختی بکشند.
خدا نگه دار
راننده ترابری سپاه هم خوشحال از پیدا شدن ماشین و هم ناراحت از این حکایت سریعا با مسئولین خود جریان رو مطرح کرد و جهت کمک به خانواده سارق توبه کرده به آدرس مورد نظر رفتند و متوجه حضور وی در جبهه شدند و مبلغی به خانواده وی کمک و اجاره خانه وی را داده و با صاحبخانه نیز صحبت کردند که به این خانواده فشار نیاورد و اجاره را سپاه خواهد داد.
چند ماه بعد وقتی جهت سرکشی به منزل وی رفتند خود سارق را دیدند که در را گشود و تازه از جبهه بر گشته بود.
همدیگر را در آغوش گرفتند و شدیدا اظهار ندامت نمود ، با توجه به اینکه سارق گواهینامه پایه 1 داشت وی را در بخش ترابری سپاه استخدام کردند ، مدتی بعد دخترش به عقد یکی از پاسداران در آمد و تا بازنشستگی از بهترین و مخلص ترین پاسداران سپاه بود ..

