سه شنبه نهم تیر 1388
نظر امام خمینی (قدس سره )در مورد وقایع اخیر چیست؟
سلام
صبح جلسه ای رفته بودم مطلبی را دیدم گفتم خوب هست دوستانم هم بخوانند که امام در مورد وقایعی که امروز در کشور پیش آمده چه نظری دارند و خط فکری کسانی که ادعای خط امام می کنند و کاملا بر خلاف امام حرکت می کنند چیست کاش همه آنها هم به این ملزم بودند که راه امام راه ماست و خط امام خط ما ...
۱. نظر امام خمینی (قدس سره)درباره دعواها و اختلافات سیاسی چیست؟
- اختلاف از راه قانون شکنی پیش می آید.
- دعواهای ما، دعوائی نیست که برای خدا باشد. این را همه از گوشتان بیرون کنید! همه تان، همه ما از گوش مان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست، ما برای مصالح اسلام دعوا می کنیم؟! خیر! مسئله این حرف ها نیست ... همه کسانی که دعوا می کنند برای خودشان است ... می خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم، برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد! نه، همه باشید و همه هم حفظ کنید ممکت را، همه باشید و همه روی قانون عمل بکنید. قانون اساسی را باز کنید و هر کس حد و مرز خود را تعیین کند. (1)
2. نظر اسلام درباره قانون چیست؟
- در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم، تابع قانون بود؛ تابع قانون الهی؛ نمی توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می فرماید: اگر چنانچه برخلاف آن چیزی که من می گویم، تو بگویی، تو را اخذ می کنم (می گیرم) وتینت (رگ دل تو) را قطع می کنم.(2)
قانون برای همه است. کسانی که با قانون مخالفت می کنند، اینها با اسلام مخالفت می کنند.(1)
3. اگر قانون برخلاف رای و نظر ما بود، تکلیف چیست؟
- همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که مخالف قانون نیست ومخالف اسلام هم نیست میران است، همه ما باید بپذیریم.
نباید چنانچه یک قانونی برخلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونی نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون (خودش را) با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تظبیق بدهد با یک جعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست.(3)
4. جوب کسی که می گوید: من قانون و شورای نگهبان را قبول ندارم، چیست؟
- نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلظ می کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم ... من رئیس جمهور را قبول ندارم ... نمی توانی قبول نداشته باشی. مردم رای داده اند به اینها ... به قانون اساسی ... مردمی که رای داده اند، منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود(4)
5. بعضی می گویند:"قانون"، ولی خود با قانون مخالفت می کنند، پاسخ امام(ره) به ایشان چیست؟
-تبعیت از قانون، فقط در لفظ نباشد و در واقع خلاف (آن)، واقعا سر فرود بیاورید به قانون و ... به اسلام ... لفظ را همه می گویند؛ شاید از شیطان هم بپرسند، می گوید: من انقلابی هستم!!...
این جمهوری را تضعیف نکنید. بترسید از ان روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود.(5)
6. اگر کسی بخواهد در مخالفت با قانون مردم را تحریک کند، تکلیفش چیست؟
-بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد، دیگر نق زدن در آن (معنی ندارد)، اگر بخواهد مردم را تحریک کند مفسد فی الارض است و دادگاهها باید با او عمل مفسد فی الارض بکنند.
اگر می خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، بپذیرید قانون را، نگویید هی قانون و خودتان خلاف قانون بکنید. بپذیرید قانون را.(6)
7. چه کسانی از قانون بدشان می آید؟
- البته دزدها از قانون بدشان می آید، و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید و کسانی که مخالفتها می خواهند بکنند، از قانون بدشان می آید. لکن ... قانونی که مال همه ملت است ... و برای آرامش خاطر ... و مصالح ... همه ملت است، باید محترم شمرده شود. قانون برای نفع ملت است. برای نفع جامعه است. برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروهها نیست.(7)
8. نتیجه عمل برخلاف قانون چیست؟
- بعد از اینکه قانون وظیفه را معین کرد، هرکسی بخواهد برخلاف او عمل کند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم از هم متفرق و با هم مختلف شدند؛ این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد، این آدم انجام داده ولو خودش نمی فهمد؛ اگر بفهمد، دیگر مصیبت بالاتر است.(8)
9. چه زمانی کشور قانونی می شود؟
- قانون در راس واقع شده است و همه افراد هر کشوری باید را با آن تطبیق دهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد. باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کننند. آن وقت است که کشور، کشور قانون است.(9)
* من همیشه میل دارم که همه طبقاتی که هستند، همه کسانی که در صحنه ها حاضر هستند،همه با هم بنشینند، اصلاح کنند مسائل را ...
برای خدا کار بکنید. برای خدا آرامش بگیرید.
برای خدا دعوت به آرامش بکنید. برای خدا توی سر هم نزنید...
من از خدای تبارک و تعالی، امید این را ارم که به ما عنایت بفرماید و ما را هدایت کند به یک راهی که مرضی اوست...
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته(10)
1. صحیفه امام ج 14 ص 279و212
2.صحیفه امام ج10 ص 311
3. صحیفه امام ج 14 ص 377 و 415
4. صحیفه امام ج14 ص 377
5. صحیفه امام ج 14 ص 380
6.صحیفه امام ج 14 ص 377 و 379
7. صحیفه امام ج 14 ص 414
8. صحیفه امام ج 14 ص 415 و 416
9. صحیفه امام ج 14 ص 415
10. صحیفه امام ج 14 ص 376 و 380
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
حکایت میر حسین وبچه های مدرسه ...
سلام
قبل از انتخابات همیشه به دوستان و یا درجلساتی که صحبتی داشتم این نکته را متذکر می شدم که آقای موسوی قصد دارد با به میدان کشیدن هواداران خود با ایجاد یک جنگ روانی به مردم طوری وانمود کند که بسیاری از مردم هوادر من هستند و در آخر هم که رای نیاورد با ایجاد اغتشاش به قانون گریزی بپردازد و کشور را در آشوب و اغتشاش سراسری گرفتار کند که الحمدلله این نقشه را به جزء مناطقی از تهران نتوانستد عملی سازند .اما اگر کسی بی طرف نگاهی به جامعه می انداخت می دید که این گونه نیست هوادارن دکتر احمدی نژاد خیلی بیشترراز هواداران سه کاندیدای رقیب هستند اما چه باید کرد که میر حسین امروز هدفش بی قانونی است ....
حکایت میر حسین مانند بچه های بود که وقتی کوچکتر بودیم در مدرسه اگر کارنامه به ما می دادند قبول می شدیم می گفتند من نمره آوردم وقبول شدم منتها اگر نمره شان کم بود و یا قبول نمی شدند می گفتند معلم به ما نمره نداد...
الان کلی از مسولین کشور می گویند که دلیل شما بر تقلب چیست؟ دلیلی ندارند و می گویند یا ما رئیس جمهور هستیم و یا تقلب شده بسیاری از بزرگان گفته بودند میرحسین آدم کم ظرفیتی است و در سوابق خود هم نشان داده که زیر بار قانون نمی رود و لی ندیده بودیم که آن هم به برکت انتخابات دیدیم
خبر گزاری فارس سخنان زیبایی از امام خمینی (ره ) را مبنی بر قانون بپذیری در سایت درج کرده که خوب هست یک بار دیگر میر حسین و طرفدارانش آن را به دقت بخوانند :
* من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
دوشنبه هجدهم خرداد 1388
چه کسی مرجع مبارزه با مفاسد اقتصادی است ؟
سلام
آقای احمدی نژاد از روزهای اول که وارد صحنه انتخابات شد یکی از کارهایی که همواره از آن حرف می زد مبارزه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری بود که از همان ابتدا به مذاق برخی خوش نیامد ولی ملت ایران او را مرد عمل دیده و با رای قاطع او را به عنوان ریاست جمهور برگزیدند و او اولین رئیس جمهوری بود که خارج از دایره حزبی وبدونه پشتوانه احزاب و جناهها به دست مردم به عنوان نهمین رئیس جمهور برگزیده شد
احمدی نژاد از همان روزهای اول کار خود را شروع کرد که نقطه شروع این کار قطع دست ویژه خواران وخیانت کاران به بیت المال بود و در مراحل بعدی قصد داشت که به سراغ برخی نهادها مثل دانشگاه آزاد برود که با توجه به حمایت های آقای هاشمی علی رقم مستند بودن خلافهای این دانشگاه نتوانستند این کار را پیگیری کنند که این مسائل و مسائل مشابه باعث دشمنی باند زر و زور با احمدی نژاد را شدید تر کرد اما دکتر همچنان ثابت قدم در راه خود ایستاده است .
سخنان زیر متن صحبتهای مقام معظم رهبری است که نکاتی را پیرامون مفاسد اقتصادی به دولت و مردم تذکر داده اند که این سخنان باید در عمل چراغ راه باشد و پاسخ به کسانی که احمدی نژاد را متهم به مبارزه با مفاسد اقتصادی می کنند.

1-به اعتقاد من مركزى كه بايد مبارزه با مفاسد اقتصادى را دنبال كند، دولت است و قوّهى قضاييّه در مرحلهى آخر قرار مىگيرد. بايد دولت سينه سپر كند و به ميدان بيايد و مبارزه با مفاسد اقتصادى را بهجد بخواهد. آنجايى كه لايحه مىخواهد، تنظيم كند و بلافاصله به مجلس بدهد و از مجلس مطالبه كند. وقتى لايحه مىآيد به شكل قانون مىشود؛ بهدقّت اجرا كند. آنجايى كه محتاج قانون نيست، بخشنامههاى گوناگون و تصويبنامههاى دولت كفايت مىكند. بالاخره بهجد دنبال كند؛ بايد اين مسأله را جدّى بگيريم.
2- مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالتخواهى است. اين، پايهى مشروعيت ماست. الان دربارهى مشروعيت حرفهاى زيادى زده مىشود، بنده هم از اين حرفها بلدم؛ اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اينجا نشستهام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ يعنى هرچه اختيار دارم و هرچه تصرّف كنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛ ديگران هم همينطور. ما براى عدالت و رفع تبعيض آمدهايم. ما آمدهايم جامعه را از مواهب الهى خودش - كه مهمترين مواهب الهى در عدالت وجود دارد - و همچنين مواهب اخلاقى و معنوى برخوردار كنيم. البته معناى اين حرف اين نيست كه ما از زندگى دنيايىِ مردم غفلت كنيم؛ نخير، مگر مىشود؟ اصلاً آخرت بدون دنيا نمىشود و امكان ندارد كه انسان بخواهد به آن مواهب معنوى برسد و دنياى ويرانى هم داشته باشد. اين كار، دلايل واضحى دارد كه نمىخواهم آنها را تكرار كنم - مطالبى است كه هم شما مىدانيد، هم من - بايد دنيا را آباد كنيم و اين كارها همه آباد كردن دنياست؛ اما دنياى آبادِ دور از عدالت و دور از معنويت به درد نمىخورد. گيرم كه رشدمان - به تعبير غلط كه گفته مىشود نرخ رشد - آمد بالا و فرض بفرماييد درآمد سرانهمان دو برابر و سه برابر شد؛ اما عدالت در جامعه نبود؛ يعنى عمدهى اين درآمد به يك بخش محدودى رسيد و بخش عظيمى از مردم، محروم و گرسنه ماندند. اين، كارى نيست كه ما بايد انجام دهيم؛ اين، آن تكليفى نيست كه ما برعهده داريم. تكليف ما اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كنيم و اين هم جز با مبارزه عليه فساد و افزونطلبى انسانهاى مفتخوار و سوءاستفادهكن امكانپذير نيست. بخشى از كار عدالت اينجا تنظيم مىشود.
3- موضوع ديگر، احساس تنعّم و زندگى مرفّه مسؤولان است. من از اين بابت من واقعاً رنج مىبرم. اين البته خطاب به شما نيست. بعضى از شما زندگيهاى خيلى معمولى و خوبى داريد. روند كار نبايد به سمت تنعّم روزافزون مسؤولان و تظاهر به اين معنا باشد؛ اين غلط است. البته در نوع انعكاس مسافرتها، كارها، زندگيها و جلسات ما به مردم هم گاهى چيزهايى ديده مىشود كه مردم را دلسرد مىكند و بهطور عميق روى آنها اثر مىگذارد
بیانات در دیدار اعضای هیات دولت
4- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضى ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهى نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهادى نميتواند با عذر انتساب به اينجانب يا ديگر مسئولان كشور، خود را از حسابكشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد
فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری به سران قوا10/2/1380
یکشنبه هفدهم خرداد 1388
پول از گرفتن شهرام تا کشتن امام ....

شهرام جزایری با طرح ترفندی، روزی به مقابل مسجد حضرت آیت الله بهجت در قم می رود تا وقتی که حضرت آقا از نماز فارغ می شوند، از فرصت استفاده کند و وارد دفتر یا منزل آقا شود و ملاقاتی انجام دهد. به همین منظور بیرون مسجد منتظر میماند تا نماز تمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.
حضرت آیت الله بهجت همیشه سرشان پایین بود و به کسی نگاه نمیکردند . وقتی از مسجد خارج شدند، یکی از دوستان و نزدیکان شهرام جزایری به آیت الله بهجت نزدیک شد و به آقا گفت: حضرت آیت الله؛ آقای شهرام جزایری از تجار خیـّر تهران هستند و فعالیتهای خیریه فراوانی انجام میدهند و برای عرض ارادت و دستبوسی خدمت رسیدهاند، در این هنگام آقا سر مبارک را بالاگرفتند و به شهرام جزایری نگاهی کردند و فرمودند: «برو و از کارهای خیری که انجام داده ای توبه کن!».
(۱)سلام مطلب آقای بهجت وشهرام جزایری را اولین بار سوزن بان منتشر کرد.
یکشنبه دهم خرداد 1388
احمدی نژاد در منطقه ممنوعه....!
سلام (یاداشت میهمان )
به حسن خلق وفا کس به یار مانرسد
تورا در این سخن انکار کار مانرسد
هزار نقد به بازار کائنات ارند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد
اگر این روزها، انواع دروغ ها و درشت گویی ها علیه رئیس جمهور ابراز می شود، اگر این روزها سیاه نمایی ها و تحلیل های خودبافته در جهت تخریب دولت به امری روزمره تبدیل شده است، اگر این روزها خانواده هاشمی (از صدر تا ذیل) کمر به هدم رئیس جمهور بسته اند؛ اگر دخترک دوچرخه سوار دیروز(فائزه هاشمی) امروز بر عاطفه مشتی عوام سوار می شود تا تنگ چشمانه بر عاقله خواص بتازد و در مراسم دوم خرداد با تعبیرهای بی پایه و اساس که سرشار از تهی است، بلاهت و لجاجت خود را اثبات کرده نشان دهد که شکست چهار سال پیش پدر داغی است بر دل اوکه عنان از کف او ربوده والبته این عیانی است که چه حاجت به بیان....!
اگر این روزها دغل کارانی با جیره و مواجب، با مارک ها و نشانه های مختلف، همراه با عملة فاشیست اصلاحات، دروغ بر دروغ حلقه می کنند، جهل بر جهل می تنند، زنجیر می بافند و روترش کنان تیغ غضب بر رگ ادب، انصاف، دین و ایمان خود می کشند تا بی خبر از معصیت جان برکنند، اگر این روزها مرد شعار "گفتگوی تمدن ها" و "زنده باد مخالف من" که هنوز در رویای خام گذشته سیاحت قدرت می کند، در مراسم 2 خرداد، الحق چه دندان شکن رسم جدیدی از گفت و گو و مدارا و فرهنگ و ... را به ثبت می رساند که آدمی به یاد این بیت بیفتند که:
ریا حلال شمارند جام باده حرام
زهی طریقت ملت زهی شریعت و کیش
اگر نامزدهای طالب صدارت هم لهیب صفت نهیبی مهیب بر می کشند تا با بنگاه بانگ و رنگ (سبز) بر آتش این معرکه نفت تشدید بپاشند، خطا در خطابه ریخته _ به نام خلق و به کام خود_ بر آن درویش دردانه یک قبا به سبقت از یکدیگر حمله می کنند، تا شاید چراغی برسردر در عمارت خود روشن و ماهی دلخواه خود ازاین آب گل آلود صید کنند.
اگر این روزها، معرکه نقد و سوأل چنان برآشفته است که هرکس را بی آنکه حد خویش بشناسد پا از گلیم فراتر برده دیدة تفرس می بندد و دهان تعرض می گشاید، تا بدانجا که شکل و قیافه رئیس جمهور را هم به باد سخریه و تخفییف بگیرند...! این همه نیست مگر ورود احمدی نژاد به منطقة ممنوعه؟! کسانی که قدرت را ملک طلق و موروثی خود می دانند، چگونه می توانند وجود یک آهنگر زاده ای بی آلایش و خارج از حلقة (بزرگان!!) را تحمل کنند، که با روش ومنش بی پیرایه خودتمام اصول حاکم بر صدارت آنها را به چالش کشیده و ویران می کند. سوارگانی پیدا شده که هم پول و قدرت را به زین گرفته بودند و هم ارزش و ملت را به لگد، والبته مهمتر از همه خود و همپالگی های فرومایه شان چون مرعشی، تاج زاده، خرم و عبدی و خلاصه کارگزار، مشارکت و مجاهدین و... رادر آستانه ی مرگ سیاسی، چگونه می توانند بر گنبد قدرت، بیرق احمدی نژاد را ببینند ودم برنیاورند،فراموش نکره ایم که در این چهار سال از بدو تا ختم دولت نهم حتی یکبار هم، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت، امام جمعه موقت تهران و... از دولت و شخص رئیس جمهور و خدماتشان جمله ای به تکریم به زبان نیاورده است و البته:
نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار
که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم
بی دلیل نیست که این جماعت پریشان حال، از ترس زوال و دوری از قدرت چنان ناشکیب شوند که برای کم کردن ولو یک میلیون رای از احمدی نژاد، دست به دامن این و آن(محسن رضایی) بشوند....!!!
ای دریغ از ناله ای جگر شکاف مولانا:
پنجه با مردان مزن ای بوالهوس
برتر از سلطان چه می رانی فرس؟
تاکنون کردی چنین اکنون مکن
تیر کرده آب را افزون مکن
نازنینی تو ولی در حد خویش
الله الله پا منه زاندازه پیش
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بهجت عارفان
سلام
انالله وانا الیه راجعون
هنوز هم مبهوتم و نمی تونم باور کنم بهجت عارفان از عالم خاک به سوی عرش پرواز کرده...
برای روح بلند و ملکوتیش در خواست علو درجات می کنیم و از خدای متعال خواستاریم ، به حق این عبد صالح و پرهیزگار ما را هم با عافیت به فیض لقایش برساند متن زیر دستور العملی است از مرقومات نورانی ایشان؛ باشد تا ما نیز در مسیر صراط مستقیم الهی باشیم .

بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
حقوق شهروندی به سبک میر حسین
سلام
چند روز پیش آقای میر حسین موسوی در یکی از سخنرانهای خود اعلام کرده بودند که در راستای حفظ حقوق شهروندان معاونت حقوق شهروندی ایجاد خواهند کرد؛ زدن این گونه حرفها آنهم برای کسب رای کار ساده ای است اما چقدر با واقعیت مطابقات داشته باشد بستگی به رفتار و منش افراد در سابق دارد مثلا کسی که عمری را به بی عدالتی و... دست زده باشد نمی تواند دم از عدالت بزند ....
اما حرف من
این روزها در متینک های انتخاباتی آقای میر حسین موسوی شاهد این هستیم که هر کس نقد و سوالی در مورد آقای میر حسین داشته باشد شدیدا مورد حمله طرفداران ایشان قرار می گیرد که روز های گذشته شاهد ضرب وشتم چند نفر در شیراز و در ملارد کرج بودیم

جا دارد از ایشان پرسید وقتی حقوق شهروندان فرهیخته ای مقابل چشم شما تضییع می شود و شما حرفی نمی زنید چگونه می خواهید از حقوق شهروندان در نقاط دور افتاده کشور صیانت کنید
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
سایت تابناک و درختان ضد انقلاب ....
سلام
همه ساله وقتی که به ایام برگزاری راهپیمایی های مثل ۲۲ بهمن و روز قدس نزدیک می شویم شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب شروع به تبلیغات وسعیی می کند تا مردم در این برنامه ها شرکت نکنند اما وقتی که حضور میلیونی مردم را می بینند برای خودشان تحلیل های می کنند که بیاو ببین و جا دارد که آدم دلش را بگیرد و بخندد حتما شما هم گوشه ای از این تحلیل ها را که رسانه ملی نمایش می دهد دیده اید که می گوین اینها آدم نیستند و رفته اند از جنگلها فیلم برداری کرده اند و درختان را از بالا نشان می دهند به جای أدم ها و امثالهم ...
اما حرف من ...
سایت تابناک هم در مقابل سفرهای استانی رئیس جمهور محبوب عکس العملهای دارد که آدم خنده اش می گیرد تابناک همیشه بعد از سفرها واستقبال باشکوه تصاویری را از سایتهای مختلف خبری گلچین می کند که در آنها تعداد آدم ها کمتر باشد م طوری وانمود می کند که مستقبلین همان اطرافیان احمدی نژادند و شما این را مقایسه کنید با تصاویر استقبال کنندگان در رسانه های ملی و دیگر خبرگزاری ها ...
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
دم خروس یا قسم حضرت عباس ....
سلام
چند وقتی هست که فرصت به روز کردن وبلاگ را نداشتم شرمنده....
فضای کشور کم کم آرایش انتنخاباتی به خود گرفته و با کنار رفتن خاتمی و قطعی شدن حضور میر حسین موسوی فضا شفافیت بهتری پیدا کرده است.

شکر خدا مردم هم از هم اکنون در تکاپو هستند تا با انتخاب بهترین فرد پرونده خوبی برای دهه عدالت و پیشرفت کشور رقم بزنند ؛
اما یک حرف:
همیشه از دوروئی و دو پهلو حرف زدن بدم می آید جناب آقای میر حسین موسوی از آن وقتی که آمده بیشترین محوری را که در سخنان خود به کار می برد قانونگرائی و عدم قانون گریزی است که این مساله را در مصا حبه مطبوعاتی خودبه عنوان اولین دلیل حضور در عرصه انتخابات به صراحت اعلام کردند.
سخن من با ایشان این است که از آنجایی که ایشان عضو هیئت امناء دانشگاه آزاد اسلامی می باشد و بر کسی هم پوشیده نیست که دانشگاه آزاد یکی از مصادیق بزرگ قانون گریزی و ظلم وبی عدالتی در حق مردم ایران است ایشان در این مسند چه گلی بر سر ملت ایران زده است که قصد دارد با قانون گریزی در کل کشور مقابله نماید .....
جمعه بیست و دوم آذر 1387
آقای هاشمی و ماجرای فرار کردن از جواب سوال
خبر زیر را به نقل از الف بخوانید؟

به گزارش رجا، هنگامی که هاشمی رفسنجانی در سخنان خود اظهار داشت ما از دانشجویان بسیجی انتظاراتی داریم، یکی از دانشجویان برخاست و تأکید کرد: آقای هاشمی ما نیز از شما به عنوان يك عالم دینی انتظار داريم كه به سؤالات ما پاسخ دهيد؛ آيا اجازه ميدهيد كه سئوالاتم را بپرسم؟
رئیس مجمع تشخیص مصلحت به درخواست این دانشجو پاسخ منفی داد و گفت: شما سؤالات خود را با فرماندهاتان در ميان بگذاريد يا كتباً بنويسيد و به همراهان بنده بدهيد.
پس از اين اتفاق، دانشجوی بسیجی به اتهام اخلال در نظم، از سوي محافظان مجبور به ترك جلسه شد.
گفتنی است 15 خرداد سال 85 نیز تعدادی از طلاب حوزه علمیه قم، حین سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حرم حضرت معصومه(س) خواستار اظهار پرسش های شفاهی خود از وی شده بودند که با ضرب و شتم عوامل امنیتی به بیرون از جلسه هدایت شدند و دادگاه ویژه روحانیت نیز برای این افراد احکامی مانند زندان، شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمي و حوزوي محكوم كرد.
من می گم آقای هاشمی تا کی می خواهد جواب سوالات را ندهد ؟


